اتفاقات چند روزه گذشته
سلام دختر قشنگ مامان و بابا
چند روز پیش همراه باباجون واسه خرید رفتیم فروشگاه گلباران.تو رو گذاشتیم توی سبد خرید و شروع کردیم به خرید.نفس مامان هرچی میدید میخواست برداره و بذاره تو سبد.عزیییییییییییزدللللللللللللللممممممممممم چقدر خوردنی شده بودی.بابا 1 پاستیل خرید و داد دستت تا دیگه به چیزی دست نزنی اما اون فقط واسه 5 دقیقه جواب داد بعدش هم دوباره شیطونیای دخملی شروع شد.خلاصه هرطوری بود خرید کردیم و برگشتیم خونه.
اینم عکس دخملی در حال شیطونی



دختر مامان دیگه مستقل شده و هروقت که میخوام بهت غذا بدم اینقدر شیطونی میکنی و به همه چیز دست میزنی که منم بشقاب و قاشق رو میدم دستت و میگم بیا خودت بخور تو هم خوشحال میشی و حمله میکنی به ظرف غذا و و همش رو میمالی به خودت و قالی و سر و صورتت که بعدش باید حتما ببرمت حموم.هرچند خیلی خوردنی میشی که دوست دارم همون طوری کثیف بذارمت بمونی
اینم عکسای شکموی مامانی در حال مثلا غذا خوردن


فدای اون خنده قشنگت بشم مامانم






اتفاقات چند روزه گذشته
